محمد حسن خان اعتماد السلطنه

7

مرآة البلدان ( فارسى )

دايرهء استوا كه مرور كرده است بر مركز زمين و قايم است بر خط و اصل ما بين دو قطب شمال و جنوب و به اين دايره كرهء زمين به دو جزء متساوى قسمت مىشود آن جزء كه به‌سمت شمال افتاده نصف شمالى كرهء زمين است و آن نصف ديگر نصف جنوبى و بقاع خط استوا احر مواضع زمين است از آن جهت كه اشعهء آفتاب به‌طور قيام در آنجا فرود آيد و چون دايرهء استوا را از اطراف ممتد نمائيم فلك را به دايره قطع نمايد كه آن را معدل النهار گويند . دايرهء نصف النهار آن است كه مرور نمايد بر قطبين زمين و بر نقطهء سمت الراس و اين قايم باشد بر دايرهء استوا و كرهء زمين را بر دو جزء قسمت كند كه يك جزء را نصف شرقى و جزء ديگر را نصف غربى نامند . چون اين مقدمات معلوم شد در باب تعيين مواضع بلاد گوئيم : اهم مطالب جغرافيائى معرفت بعد هر موضع است از دايرهء استوا و تاكنون عادت بر اين جارى نشده كه چنين بعد را به حسب فرسنگ و ميل معلوم كنند بلكه به حسب درجات و دقايق استعلام نمايند پس محيط دايرهء استوا و هكذا دايرهء نصف النهار را بر سيصد و شصت جزء متساوى قسمت نموده‌اند و هر جزء را درجه گويند و درجه را بر شصت دقيقه قسمت كنند و از اين قرار بايد گفت كه بعد فلان موضع از دايرهء استوا فلان عدد درجه و فلان عدد دقيقه است و وجه تغيير اصطلاح اين است كه در زمان قديم از معمورهء زمين چيزى معلوم نبود جز قطعه‌اى كه وسعت آن در جهت مشرق مغرب زيادتى داشت بر بعدى كه از جهت شمال جنوب داشت و چون در تقدير وسعت سطوح اقل دو بعد آن را عرض گويند و اكثر را طول پس عرض قدر معلوم از صفحهء زمين در جهت شمال جنوب بود و طولش در جهت مشرق مغرب و متأخرين تبعيت نموده اصطلاح متقدمين را تغيير ندادند باوجود آن‌كه حالا نمىتوان گفت كه سطح زمين در كدام جهت اطول است و در كدام جهت اقصر و بنابر اصطلاح قوم بايد بعد زمين را در جهت شمال جنوب عرض خواند و در جهت مشرق مغرب طول . و به دايرهء استوا عرض بر دو جزء منقسم شود يكى را عرض شمالى گوئيم و ديگرى را عرض جنوبى و هركدام از اين دو نوع عرض از استوا ممتد مىشود تا به يكى از دو قطب و از صفر درجه مىرسد به نود درجه . و حال اگر بگوئيم كه عرض فلان بلد فلان قدر درجه و دقيقه